12 - چگونه یک ایده پرداز ماهر شویم؟

چگونه یک ایده پرداز ماهر شویم؟

12 - چگونه یک ایده پرداز ماهر شویم؟

چگونه یک ایده پرداز ماهر شویم؟

همه چیز برمیگرده به درون شما اصلا همه چیز از درون شماست که شروع میشه.من تمام افرادی که خواستن ایده پرداز یا مخترع بشن رو با یه تست محک زدم. به همشون یک ایده دادم و آخرش بهم گفتن که راضی نیستند که ایده کس دیگری رو تکمیل کنند.چیزی که درون همه این افراد دیدم این بود که واقعا می خواستند ایده پرداز بشن اما یه چیزی مانع می شد.من نمیدونم این موانع چیه اما هر چقدر که درون شما کمتر مانع شما شود مخترع یا ایده پرداز بهتری خواهید شد.برخی می گفتند که علم و تجربه اینکارو ندارند و بعضی هم نمی دونند با ایده هاشون چیکار کنند.

بعضی برای اثبات نخبگی خود می خواهند اختراع کنند و بعضی هم برای اینکه علاقه دارند.البته من نمیخوام دسته بندی کنم چون به هر حال همشون میخوان که مخترع بشن و با ایده و اختراع هزاران کار میشه انجام داد.بحث من اینه که فرقی نمی کنه چرا میخواهید مخترع بشین مهم اینه که اول از همه با مفهوم “درون” آشنا بشین. ببینید انسان ها دو تا وجود ذاتی دارند.وجود درونی(یا معنوی) و وجود خارجی(یا مادی).

این که چرا سرچشمه تمام اختراعات به وجود معنوی انسان ها برمی گرده چند دلیل داره:

1- تمام علمی که تا به امروز تو کتاب ها نوشتیم به افرادی نسبت داده شده چون آنها این حرفا رو از خودشون زندند(البته با اثبات) بنابراین اختراعات هم از این اصل پیروی می کنند: تمام علم،ایده ها، افکار،عقاید و سوالات و غیره از وجود انسان فوران می کنند و وجود مادی عقایدی ندارد بلکه انعکاس دهنده عقاید می باشد.

2- از آنجایی که این ایده ها و غیره تنها برداشتی از فرد مدعی به حساب میاد، و فرد مدعی دارای عقاید و دیدگاه ها و استعداد های شخصی می باشد پس این اطلاعات از وجود درونی آن سر چشمه گرفته و وجود درونی همان وجود معنوی انسان هاست.

3-وجود مادی عقایدی ندارد بلکه انعکاس دهنده عقاید می باشد.به همین دلیل ایده های من مخترعان دیگه رو ارضا نمی کرد چون می خواستند وجودی بیشتر از یک وجود مادی داشته باشند.

گام اول برای کسب مهارت در ایده پردازی ایجاد ارتباطی قوی با وجود معنوی خود و گوش دادن به ندای درونی می باشد.

اما این ندا ها به چه شکلی اند؟

همین الان احساسی که به من و این وبلاگ دارید از وجود معنوی تون سرچشمه گرفته.تحسین، خشم،تمسخر،حسادت و حتی بی تفاوتی تکیه بر وجود معنوی شما دارد و از عقاید،استعداد ها و علایق شما فرمان می گیرد.

تمرکز بر گوش کردن به این نداها شما رو به سمت علایق تون در حیطه ایده ها و اختراعات راهنمایی می کند.کافیه که به صورت سیستماتیک و با صبر و حوصله به این نداها گوش کنین. من خودم به پیشرانش و منابع انرژی علاقه دارم و وجودم منو به آن سمت هدایت می کند. من انقدر به این مباحث می پردازم که واقعا لبریز از رضایت می شم و همان وجودی که منو به سمت این مباحث می برد منو آزاد می کنه تا به هر مبحثی که نیاز دارم بپردازم.

شما هم باید در قدم اول به ندای قلب تون گوش بدید و ببینید واقعا وجود درونی شما ازتون چی می خواد؟ شاید بخواد کاری رو انجام بدید که خوابش رو هم نمی دیدین مثلا خود من هنوز هم دوست دارم به مکانیسم کاری بشقاب پرنده ها پی ببرم.

ارزش هر ایده به نیاز های جامعه وابسته است و برای اینکه ببینید یک جامعه چقدر به یک محصول نیازمنده باید گردش سالانه اقتصادی اون ایده رو بپرسید یا مورد مطالعه قرار دهید. به نظر شما تو ایران ایده سیگار و دخانیات با ارزش تره بوده یا دوچرخه و کفش های کوه نوردی؟

مطمئنا جامعه یکم منحرفه چون آمار ها نشون میده که گردش مالی بازار سیگار و دخانیات روزانه 5 تا 10 میلیارد تومانه.اینو بی شوخی میگم اگر دنبال پول درآوردن از اختراعید بهتره که روی اختراعات سیگاری و دخانیاتی کار کنین تا دوچرخه و کفش کوه نوردی. شما رو با احساس تون تنها میزارم چون همیشه راه درست رو شما نشون میده.

درکل راه بهتر برای فهمیدن نیازمندی های روزانه مردم بهتره که تو سمینار ها و همایش ها شرکت کنین اونجا در این موارد زیاد بحث میشه.

در قدم دوم باید وقت بزارید.باور کنین که اختراع یک شغله و مخترع هم شاغل. از اینجا به بعد رمز موفقیت شما چهار چیزه:

1- پشت کار: عین یک سرباز که در میدان جنگ همیشه در آماده باش کامل به سر می بره باشید.اگه کسی از اطرافتون در زمان جنگ سربازی کرده ازش بپرسید که چگونه توی کار هاش موفق می شده؟

2- برنامه ریزی: شما شاغل اید اما  بلاخره مقام شما هم باید مشخص باشه دیگه؟چون بنابر نیاز های خود کار و شغل می سازید پس مدیر هستید.اگر با اصول کاری مدیران آشنایی ندارید حتما پیش یک مدیر با تجربه برید یا کتابی رو که نوشته و منتشر کرده را بخوانید.قبل از خواندن کتاب یا صحبت با مدیر با تجربه لیستی از سوالات خود را بنویسید و به خاطر بسپارید.

3- مشاوره: گاهی اوقات تجربه بر علم پیروز میشه.شنیدید که میگم اگر یه نظریه با هزارتا آزمایش تایید بشه مهم نیست؟ کافیه با یک آزمایش رد بشه،فورا کنار خواهد رفت.روی نظریه ها،ایده ها،تئوری ها و عقاید خودتون زیاد پافشاری نکنید و ازش در مقابل محک خوردن و تست شدن محافظت نکنید.مشاوره به درد همین مواقع می خورد. دو تا فکر بیشتر از یک فکر به درد بخوره.

4- حفظ آرامش و توکل به خدا: حفظ آرامش برای حفظ ادب،منطق و اخلاق لازمه. اگه طرحتون رو هم دزدیدن هیچ وقت شخصیت خودتون رو زیر سوال نبرید یا اگر ایده های شما زیر سوال رفت و نتونستید جوابی بدید به طرف تون دروغ نگید.توکل به خدا برای مواقعی لازمه که میدونید کاری که انجام میدید درسته اما خسته میشین و به قول معروف کم میارید.تو این مواقع از خدا بخواهید که گام های برداشته شده از طرف شما رو نادیده نگیره و همانطور که خودش قول داده به ازای هر گام شما چندین گام برای رسیدن به شما بردارد.

حالا که برای مخترع شدن آماده اید در قدم سوم باید چند توصیه رو به شما بکنم که خیلی مهمه.

میتواند همزمان با اختراع هم به اعتبار رسید و هم به پول و ثروت. اما نکته کلیدی در موفقیت اینه که شما باید یکی از این دو را انتخاب کنین.فکرش رو بکنین که فقط برای پول اختراع کردید.نه میخواهید به دانشگاه برید نه نزد اجتماع اعتبار پیدا کنین و نه این که عضو بنیاد ملی نخبگان یا هر نهاد حمایتی دیگر شوید.در این صورت دنیای تجارت به شما دستور میده که برای فروش یا تجاری سازی ایده یا اختراع خود نام “طرح” را جاگزین نام “اختراع” یا ایده کنین. دنیای تجارت به شما میگه که اختراع شما دارای اعتباری نهفته است که یک شخص نیازمند می تواند از آن استفاده کند.همین موضوع می تواند موضوع یک معامله باشد.

“در واقع ما همیشه این کارو برای کسب ثروت انجام میدهیم. در دبستان از ما پرسیدند که علم بهتر است یا ثروت؟ همه ما البته اشتباه گفتیم علم بهتر است چون ثروت می آورد اما واقعیت اینجاست که ما فروش اعتبار یک علم برای کسب ثروت رو دیدیم.ما کلی درس میخونیم که در جامعه دارای اعتبار شویم و این اعتبار رو در اختیار افرادی بدیم که مایلند اهدافی خاص رو پیگیری کنند.قضیه اختراع من همین است و مخترع می تواند با اعتبار اختراع خود معامله کند.در ادامه به مخترعانی می پردازیم که قصد کسب اعتبار را از اختراع کردن پیگیرند.”

برخی مخترعان برای رفتن به دانشگاه،عضویت در نهادی خاص، گرفتن ویزای اقامت دائم یا بورسیه تحصیل در خارج از کشور و غیره اقدام به ثبت اختراع می کنند.این افراد به طور کلی به دنبال اعتباری خاص می گردند تا مورد توجه قشری خاص از جامعه قرار بگیرند تا از آنها حمایت های معنوی کنند.

این دسته از افراد نباید به دنبال پول باشند وگرنه کارشون کند تر،پیچیده تر و با موانع بیشتری خواهد شد. در دنیای کسب اعتبار شما دیگه اعتبار اختراع خود را خرج دیگران نمی کنین.بلکه آن را مستقیما برای مورد توجه قرار دادن خود و افزایش اعتبارتون کاملا افشا می کنین. یادتون باشه بعد از ثبت اختراع قانونا تا 20 سال کسی حق بهره برداری تجاری از اختراع را ندارد اما در مورد ایده فرق می کند بعدا توضیح خواهم داد. بنابراین اگر اختراع تون رو کاملا هم افشا کنین در واقع به خودتون کمک بزرگی کردید چون کسی بخواد با نام دیگری اختراع را به نام خود ثبت بکند بازم بعد از تجاری سازی یا فروش اختراع باید به شما جوابگو باشد.چون اگر 10 بار هم اختراع به فروش برسد بازم می توانید با یک شکایت معمولی امتیاز اختراع رو از اعتبار ساقط کنین.به هرحال…

محل هایی که اختراع رو در آن افشا می کنین باید برظبق نیاز شما اهداف تون رو تامین کنند.مثلا اگر می خواهید در دانشگاهی داخلی پذیرفته شوید بهتره که اختراع خود را در کنفرانس،همایش یا حتی سمینار افشا کنین.و البته در اینجا نیز کلمه اختراع رو از روی ایده تون بردارید.باید طوری جلوه کنین که طرح کاربردی رو تقدیم به بشریت کردید به هر حال شما اینکارو انجام میدهید اما اگر بگید که اختراع ثبت شده رو دارید افشا می کنین خوانندگان رو عملا محدود می کنین و این از اعتبار شما خواهد کاست.

اگر مایلید بورسیه بگیرید باید در کنفرانس خارجی شرکت کنین یا در کنفرانسی داخلی که اساتیدی از دانشگاه های خارجی حضور دارند شرکت کنین.به نقل از یکی دوستان بیشتر دانشگاه های خارج استاد محور هستند و همین موضوع باعث میشه جذب دانشجو به صورت انتخابی و به دعوت استاد صورت بگیرد. اگر یک استاد از کار یا اختراع شما خوشش بیاید از شما دعوت می کند که فلان دوره آموزشی رو زیر نظر خود ایشان در دانشگاه بگذرونید که به معنای بورسیه تحصیلی می باشد.

اگر مایلید که با افشا اختراع خود ویزای اقامت دائم بگیرید کارتون سخت تره اگر شد اختراع رو در کشوری که میخواهید در آن ویزا بگیرید ثبت کنین و در جشنواره اختراعات خارجی که در کشور مورد نظر تون برگزار میشه(یا این که بین المللی باشد) شرکت کنین و در صورت امکان وکیل بگیرید تا شرکت های متقاضی ذکر کند که به جای پول نیاز به فلان عدد ویزای اقامت دائم هستید.من باشم شخصا این کارو برای کمک به پناهندگان ایرانی انجام میدم که سالهاست منتظر یک ویزای شهروندی معمولی هستند ثواب داره به خدا.

3 پاسخ
  1. حسن
    حسن گفته:

    من تازه متن پایین سایت رو دیدم مثه این که شما تبریزین 🙂
    تو مشهد هم دفتر دارین؟؟
    من خیلی به این کار علاقه دارم ولی نیاز به یک محرک هم دارم
    متن تون خیلی توناثیر گزار بود ولی خیلی کوتاه هم بود
    میخواستم اگر امکانش هست حضوری ازتون تجربه بگیرم یا حداقل یه ایمیل یا جیمیل بهم بدین تا ارتباط مستقیم باهاتون داشته باشم الیته اگر امکانش هست.ممنون 🙂

    پاسخ
  2. مجتبی
    مجتبی گفته:

    سلام من ایده دارم اما بلد نیستم درست کنم چیکار کنم باید کلاس جایی برم اگه میشه راهنماییم کنید چون به این کار خیلی علاقه دارم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *